محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1528
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ص 399 ، س 20 : نام « سلمة بن سلامة بن وقش » نيز در اساس و نسخه هاى ديگر بنادرست آمده است كه از متن تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 1955 ) گرفتم . ص 406 ، س 13 : خبر جارود بن عمرو در تاريخ طبرى به تفصيل آمده است ( ج 4 ، ص 1960 ) . در اسد الغابه ، صورتهاى گوناگون نام او مورد بحث قرار گرفته است ( ج 1 ، ص 260 ) . ص 407 ، س 10 : وجه صحيح نامهاى ياد شده در اين صفحه ، حطم بن ضبيعه ، جواثا و دار و رباب از متن تاريخ طبرى ( ج 4 ، صص 63 - 1961 ) گرفته شده ، جز « دار » ، كه در آنجا « دارين » آمده است . ( و نيز : الكامل ، ج 2 ، صص 72 - 368 ) ص 409 ، س 13 : عبد الله بن حذف همان است كه چون كار بر مسلمانان سخت شد و نزديك آمد كه از تشنگى بميرند ، شعرى گفت : الا ابلغ ابا بكر رسولا * وفتيان المدينة اجمعينا فهل لكم الى قوم كرام * قعود في جواثا محصرينا كان دماءهم فى كلّ فجّ * شعاع الشّمس يغشى النّاظرينا توكّلنا على الرّحمن انّا * وجدنا النّصر للمتوكّلينا [ هان ! به ابو بكر و جوانمردان مدينه خبر ده كه آيا شما را از گروهى كه در مدينه محاصره شده اند خبر هست ؟ خون آنان در هر دره اى فرو ريخته ، چون شعاع خورشيد ديدگان بينندگان را خيره مىكند ما بر خداوند بخشنده توكّل كرده ايم متوكلان را پيروزى حاصل است . ( تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 1962 ، الكامل ، ج 2 ، ص 368 . ) ص 414 ، س 19 : شخريت مردى از بنى شخراة بود ، و مصبّح از بنى محارب . ضبط نام شخريت در الكامل ابن اثير ( ج 2 ، ص 373 ) به سين مهمله آمده است همچون نسخهء اساس ما و نيز نسخهء فا . ( نيز : تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 1980 ) ص 416 ، س 5 : ضبط نام مالك بن عوف النصرى ، بر مبناى تاريخ طبرى بوده است ( ج 4 ، ص 1983 ) و